ارسال پیام مستقیم برای مدیر سایت

Waiting در حال انجام عملیات...
info@shahroodpress.com
off

عضویت سریع در خبرنامه

Waiting در حال انجام عملیات...

شاهرود پرس

Shahrood Press

شاهرود پرس


طبیعت خسیس نیست و در ایران جا برای زندگی حداقل 150 میلیون نفر وجود دارد. طبیعت خسیس نیست و منابع موجود در ایران می توانند همه نیازهای یک زندگی ابتدایی را برای میلیونها نفر دیگر فراهم کند. پس ما هم نباید خسیس باشیم و بچه های بیشتر را از خود دریغ کنیم.


توجه به سرمایه نیروی انسانی به علت نقشی مهمی که این مقوله درپیشبرد اهداف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و توسعه همه جانبه کشورها دارد ازاهمیت ویژه ای برخورداراست.اما ازآنجایی که طی یکی دو دهه اخیر رشد جمعیت کشورمان نسبت به دهه شصت و ماقبل آن با سیرنزولی همراه شده جای بس تامل است، چرا که تداوم چنین رویه نامطلوبی می تواند آینده کشوررا با مخاطره روبرو کند. به عقیده کارشناسان سیاست افزایش و یا کنترل نرخ جمعیت هر کشورتابع مولفه های ومعادله هایی چون چگونگی اجرای برنامه های توسعه ای، بکارگیری تکنولوژی مدرن، فعال کردن سرمایه های طبیعی و منابع خدادای و درنهایت استفاده بهینه ازتمام ظرفیت های اقتصادی آن کشوراست با این وجود کشورهای برخوردارازچنین مزایا و قابلیت های هیچ گاه نباید بیم ازازدیاد زاد ولد و یا رشد جمعیت را داشته باشند، از سوی دیگر رشد منحنی رو به پایین شاخص جمعیت می تواند از زوایای مختلف و متعدد تاثیرات منفی خود را در هر جامعه ای بجای گذارد. متاسفانه تفکرغلط توجه به رویکرد سرمایه داری و زندگی راحت با خانواده کم جمعیت (تک فرزندی) همچنین روی گردانی ازکثرت زاد ولد که حدود 25 سال پیش درایران رایج شد، ضربه سنگینی را به آینده کشوروارد کرده تا ایران بعنوان کشوری سالمند در دنیا شناخته شود. درحالی که سالیان سال است بیشتر کشورهای پیشرفته توجه به توسعه سرمایه نیروی انسانی رامهمتر از هرسیاستی درپیشبرد اهداف عالیه خود می دانند و دربرنامه ریزی های توسعه ای اولویت نخست را بررشد و تربیت نیروی انسانی با هدف فعال کردن سایرسرمایه ها مدنظر قرارمیدهند، زیرامعتقدند بدون کثرت نیروی انسانی کارآمد و متخصص نمی توان دردنیای پیشرفته امروزی حرفی را برای گفتن داشت. البته برگشتن ورق توجه به توسعه نیروی انسانی زمانی اوج گرفت که سالها پیش "پروفسور آمارتیاسن" فیلسوف و اقتصاددان هندی تباردرانگلستان و برنده جایزه نوبل اقتصاد درسال 1998  تز توجه به توسعه نیروی انسانی و غالب بودن این بخش برهمه سرمایه ها را دردانشگاههای امریکا ارایه کرد و خیلی زود اقتصاد توسعه ای تنیده با نیروی انسانی متبحردرغرب و پس ازچندی دربیشتر کشورهای دنیا رواج یافت تا کشورها برخلاف گذشته بیشتر بر روی ارزش های اقتصادی زایده دست نیروی انسانی تمرکز کنند چرا که این روند بدون توجه به رشد جمعیت امکان پذیرنبود.

تفکرغلط توجه به رویکرد سرمایه داری و زندگی راحت با خانواده کم جمعیت (تک فرزندی) همچنین روی گردانی ازکثرت زاد ولد که حدود 25 سال پیش درایران رایج شد، ضربه سنگینی را به آینده کشوروارد کرده تا ایران بعنوان کشوری سالمند در دنیا شناخته شود

چنین رویکرد علمی که توسعه نیروی انسانی مهم ترازسرمایه است ازدهه 1970 دردنیا متداول شد و همه به این نتیجه رسیدند که ادبیات توسعه ای درهربخش منوط به توسعه نیروی انسانی کارآزموده است. این درحالی است که ایران اکنون بیش از دو دهه است برخلاف دنیا با وجود داشتن قابلیت ها فراوان دربخش های مختلف و ظرفیت های کم نظیرگسترده، متاسفانه رویه کم فرزندی و یا تک فرزندی را درپیش گرفته تا درآینده نزدیک به کشوری پیر و ناکارآمد تبدیل شود. با این وجود خیلی ها اکنون بیم ازآن دارند که با تکثر اولاد آینده فرزندانشان برای ورود به بازارکاربا مشکل مواجه شود و یا این که درتامین رفاه و نیازهای خانواده خود کم بیاورند.همانطورکه می دانید، تصورغیرعلمی و نادرست خیلی ها اکنون براین است که چنانچه جمعیت چابک و زاد و ولد درکشورکم شود وفور نعمت بیشتر خواهد شد و رفاه عمومی جامعه را فرا می گیرد.
 درحالی که چنین نیست چرا که این نیروی انسانی کارآمد است که با فعالیت خود درعرصه های مختلف تاثیرگذار بوده و بانی رفاه و تحرک اقتصادی و اجتماعی درکشورمی شود. ازسوی دیگر تجربه نشان می دهد خانواده هایی که دارای یک فرزند هستند هم خود وهم تنها فرزندشان دچاریاس و ناامیدی خواهند شد ومعمولا چنین فرزندانی درجامعه لوس و بی عرضه بارمی آیند و اکثر آنها به نسبت افرادی که درخانواده های تقریبا پرجمعیت زندگی می کنند تحصیلات بالایی ندارند. علاوه براین اگربه آثارسوء رواج تک فرزندی درکشوراشاره شود خواهیم دید که درچنین خانوادهایی تربیت بچه بسیارضعیف شده و فرزندسالاری غالب می شود. کما این که درتربیت فرزندان پس از والدین این نهادهای آموزشی هستند که اکنون ازمهد کودک ها گرفته تا دانشگا ها کمترین نفش را درسازندگی و تربیت فرزندان ایفا می کنند. ازطرفی اگربیوگرافی افراد مشهورچون فیلسوفها و دانشمندان را بخوانید خواهید دید که این گروه افراد درخانوادهایی پرجمعیت و بعضا ضعیف زندگی کرده و توانسته اند با محدودیت های فراوان و شرایط سخت زندگی شهره جهانی شوند.

به هر حال بهره گیری از نیروی انسانی متعهد و نقش ارزنده آن درفرهنگ واجتماع چون به پیروزی رساندن جمهوری اسلامی ایران، حضوردرصحنه های نبرد( 8 سال دفاع مقدس ) و انتخابات مجلس شورای اسلامی همچنین خلق حماسه های گوناگون نظیر برپایی راهپیمایی های 9 دی، 22 بهمن و روز قدس برکسی پوشیده نیست. درحقیقت باید گفت انقلاب ما انقلاب فرهنگی، سیاسی و اجتماعی بود. و هرموقع به نیروی انسانی توجه و تکیه شده است موفق بوده ایم چراکه عامل پیروزی ها همیشه از وجود نیروی انسانی بوده است. بنابراین می توان گفت که پس ازپیروزی انقلاب اسلامی درحوزه اجتماع و سیاست به خوبی نتیجه گرفته ایم اما دربعد فرهنگ و اقتصاد با وجود پیشینه فرهنگی قوی و وجود ذخایر و منابع فراوان درکنارقابلیت های بالای کشورمتاسفانه به نسبت ناکارآمدی هایی به چشم می خورد که حل آن نیازمند تلاش وبرنامه ریزی اصولی است. به طورمثال با وجود ظرفیت های فراوان اقتصادی کشور، اما اکنون مناطق آزاد ما تبدیل به باراندازکالاهای چینی شده است تا علنا کمرتولید داخلی شکسته شود. البته هوشمندی رهبرمعظم انقلاب و نامگذاری چند ساله اخیربا ادبیات اقتصادی نشان دهنده آن است که ازتمام ظرفیت های اقتصادی نهایت استفاده لازم به عمل نیامده است و باید دراین عرصه تلاش جهادی شود.البته باید گفت این که سیاست دولتها و برنامه های اجرای آنها درهمه دوران بخصوص پس ازجنگ تحمیلی نسبت به قابلیت های که ایران اسلامی درهمه بخش های مختلف دارد، اما نتوانسته است بخوبی درپویایی اقتصاد کشور، رفع معضل بیکاری، ایجاد زمینه های اشتغال و درنهایت تضمین آینده فرزندان کاری کند، جایی هیچ تردیدی نیست چرا که کم کاریهای فراوانی شده است. به طورمثال، مقام معظم رهبری براجرای اصل 44 قانون اساسی با هدف فعال کردن اقتصاد کشورو سپردن آن به دست مردم درقالب خصوصی سازی تاکید کردند، اما اکنون پس از گذشت 10 سال از اجرای این قانون مهم وگسترده متاسفانه خروجی قابل قبولی ازآن به چشم نمی خورد.
 ازسوی دیگرکم توجهی به توان نیروی انسانی متخصص و کاربلد ونبود یک ساختاراصولی و طبقه بندی شده برای بکارگیری آنها دربخش های مختلف به بازارکار متناسب با دانش، تخصص، حرفه وتبحری که دارند درایران کمتردیده می شود. درحالی که ظرفیت های فراوان اقتصادی ایران در پهنه جغرافیای این کشورغنی و ثروتمند توان جذب نیروی کاربرای 100میلیون را در صورت فعال کردن پتانسیل ها و ظرفیت های را داراست. درچنین شرایطی چون ایران زمینه رشد را دارد و ازمزایای بالای اقتصادی و نعمت های طبیعی خدادای برخورداراست پس نباید بیم ازرشد جمعیت داشته باشد هرچند توسعه نیروی انسانی و حرکت درمسیررشد جمعیت باید توام با توسعه اقتصادی صورت پذیرد.البته همانطوری رهبرانقلاب تاکید دارند باید اقداماتی در خورتوجه ای درجهت رفع موانع ازدواج، تسهیل و ترویج تشكیل خانواده، برنامه ریزی برای تأمین هزینه‌های زندگی، توجه به مادران بویژه دردوره بارداری و شیردهی و پوشش بیمه‌ای هزینه‌های زایمان، بازتوزیع فضایی و جغرافیایی جمعیّت، حفظ و جذب جمعیّت درروستاها درصدربرنامه های دولت با همراهی و همگامی سایر قوا و نهادها قرارگیرد تا زمینه های رشد جمعیت کشوربا کمترین هزینه و مشکلی فراهم شود.

تجربه نشان می دهد خانواده هایی که دارای یک فرزند هستند هم خود وهم تنها فرزندشان دچاریاس و ناامیدی خواهند شد ومعمولا چنین فرزندانی درجامعه لوس و بی عرضه بارمی آیند و اکثر آنها به نسبت افرادی که درخانواده های تقریبا پرجمعیت زندگی می کنند تحصیلات بالایی ندارند

از طرفی قوای سه گانه نیزتاکید دارند تا برنامه‌ریزی‌های جامع متناسب با سیاست‌های جمعیّتی انجام گیرد، چرا که کشوربه موجب رشد کند جمعیت در دوسه دهه گذشته اکنون بسمت سالمندی پیش می رود، بنابراین برای جبران كاهش نرخ رشد جمعیّت و باروری سال‌های گذشته باید به موضوع رشد جمعیت کشورتوجه ویژه شود. درچنین شرایطی باید سیاست گذاریها به گونه ای ترسیم وشکل عملی به خود گیرد تا با رشد تدریجی جمعیت کشورنیازها لازم نیز بی کم وکاست برآورده شود. البته هدفگذاری و ساخت جغرافیای  150 میلیونی برای ایران با توجه به ظرفیتی که این کشوردارد دوراز ذهن نیست اما برخی بدون تامل و با تفکری نامعقول طبیعت را خسیس می پندارند که توان تامین نیازهای را با رشد کثیر جمعیت بخوبی ندارد درحالی که چنین نیست و علم و تجربه ثابت کرده است که هرچه طبیعت با بشر فاصله بگیرد کم بهره تر و ناکارآمدترمی شود. ازطرفی خداوند درقرآن به بیشماری نعمات و فراوانی آنها اشاره می کند. علاوه براین چنانچه بخواهیم در مسیر رشد جمعیت حرکت کنیم باید درایجاد زیرساختهای اقتصادی کشوراقدامات لازم انجام شود و ملزومات و مقدمات رشد هرچه بیشتردربخش های مختلف صنعتی، کشاورزی، علمی و فنآوری، مهندسی و توسعه فنون وتکنولوژی مدرن گامهای بلندی برداشته شود. چرا که علم اقتصاد برپایه عرضه وتقاضا است درچنین شرایطی خواهیم دید با رشد جمعیت کشورتقاضا نیزبرای تامین نیازها بیشتر می شود پس بنابراین باید با تلاشی هایی که انجام می شود نیازها را نیز دریک خط موازی برآورده کرد.

اسدالله خسروی-تعامل

 

| نوشته خبر نگار | تاریخ ثبت 1394/01/08 - 14:35 | گروه مقالات | آخرین ویرایش 1394/01/08 - 14:39 | 0 نظر | 2124 بازدید |
0 نظر
آخرین نظر: ندارد
نظر شما
نام
*
رایانامه
*
توضیح
*
 
 
Waiting در حال انجام عملیات...
نترسید و بچه دار شوید!